داود بن علينقى وزير وظايف
125
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
خلافت « عمر بن الخطاب » كه در سنه شانزده حج گذارد ، و در نزد او شكايت از تنگى « مسجدالحرام » و ضيق مطاف نمودند ، او خانههاى دور را بخريد و بعضى كه از فروش مضايقه نمودند به قيمت رسانيده و قيمت آن را در « كعبه » بگذارد ، تا هر زمان كه بخواهند بردارند ، و خانههاى اطراف را خراب كرده ، اندك توسعه در فضاى « خانه خدا » بداد ، و ديوارى به مقدار قامت ، بر دور فضاى [ مسجدالحرام ] كشيد و گويند آن توسعه همين مقدارى است كه اكنون « مطاف » است ، و از ساير زمين « مسجدالحرام » گودتر و با سنگهاى مرمرِ ملوّن مفروش است و دور [ آن ] طاق دارد . و اين به بود تا زمان خلافت « عثمان ابن عفان » ، و در سنه بيست و شش بعد از هجرت كه به زيارت « كعبه معظمه » آمد ، باز در نزد او از تنگى « مسجدالحرام » و ضيق مطاف شكايت نمودند ، او هم بعضى خانهها را بخريد و بعضى را هم كه مضايقه نمودند به حكم خراب نموده ، و خانه را وسعت داده و رواق براى خانه مقرر كرده ، ديوارهاى او را مرتفع نموده و اين بود تا زمانى كه « عبداللَّه زبير » در « مكه معظمه » دم از خلافت زد و « يزيد بن معاويه » ، « حصين بن نمير » را به محاصره فرستاد و چنانچه در بناى خود خانه نوشتهايم ، بعد از بناى خانه ، كه « حجر » را داخل خانه نمود و دو در ، يكى شرقى و ديگرى طرف غرب براى خانه قرار داد ، و درها را ملاصق « 1 » زمين قرار داد ، در مسجدالحرام هم از طرف باب « بنى شيبه » كه اكنون به باب السّلام « 2 » معروف است ، چند خانه بخريد و بر سعه « مسجدالحرام » بيافزود ، و براى رواقها سقف از چوب ساج مقرر كرده ، سقف را مذهّب نمود . تخريب حَجاج و اين بود تا زمانى كه « حَجاج » به اذن « عبدالملك » فقط طرف « حجر » را خراب كرده ، « حجر » را از خانه موضوع نموده ، و در غربى را مسدود كرده ، و ميان خانه را با سنگهائى كه از بنا زياد آمده ، از زمين ارتفاع داده و درِ شرقى را به قسمى كه اكنون هست
--> ( 1 ) - چسبيده . ( 2 ) - در متن باب اسلام است .